مي خواهم شرحي از حال و هواي اكثر انسانهاي امروزي بگويم كه صدها آه بر دل به جاي مي گذارد …

نفسها در سينه حبس است

آدمها با هم ديگر در جنگند

اعتمادي به كسي نيست

عشق و هم نفسي در قلب بي هوسي نيست

قلب زندگي شكسته است

نفسها در سينه به حبس ابد نشسته است

از ته دل هيچ كي به هيچ كسي دل نمي بندد

از ته دل ديگر هيچ كس نمي خندد …

چرا بايد اين گونه بود ، تا چه زمان مي توان سكوت نمود .

به چه بهايي ، به مردن جسم و قلب سالم يا سرگردان نمودن ارواح .

شمايي كه در انديشه خود شكست خورده ي دنيا مي باشيد ، دست در دست حق متعال قرار داده و با زمزمه هاي اتشين دردها را شناور نماييد .

تنها داروي شفا بخش بشر يك رنگي و پاك دلي است .

هيچ دلي دردمند نخواهد ماند ، فقط با اين شرط كه زنده دل باشي و روح خود را آزار و شكنجه ندهيد .

و محبت را از هيچ بنده اي دريغ و بيهوده ندانيد .

 

  
نویسنده : amir210108 ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٥